65 بازدید

FANFICTION DARKNESS 38

 

سلام بیمارم
بله بیمارم یک بیمار روانی که با خوندن هر قسمت از تاریکی میشه بیشتر به این مساله پی برد
عاقا فن میتینگ
جووونززز اون نگاه های کیومین به هم
جونززز اون خنده هاشون
واقعا جونزززز
با اجازه تون لپ تاپم ترکیده تاریکی رو ایمیل میکنم واس مامی زحمت آپ شو میکشه
بهشت زیر پای مامی فرشته مون (مامی به فدات)
جونزززز این قسمت احساسی
بازم میگم اون نگاهاشون
بفرما تاریکی قسمت ۳۸

 

 

 

 

Download part 38

 

Print Friendly, PDF & Email


5 Responses

  1. سلام عزیزم. مرسی.
    خوبه که مین شنید ولی باور کردنش رو معلوم نیست. احتمالش هست که باور نکنه چون شیون رو باور داشته.

  2. هلومون علیکم مستر…چه خبرا؟؟؟
    مثل همیشه عالی بود…با اینکه صفحه هاش زیاده ولی بازم وقتی تموم میشه یه جوری حالم گرفته میشه اصلا نمی فهمم چطوری رسیدم صفحه آخر…
    کیو خیلی خیلی گناه داره…حالا مین ببینش مگه چیه..؟؟؟
    هیچولو دوس دارم…خوب حریفه…
    شیوونو می خوام له کنم…
    با بقیه هم فعلا کاری ندارم…
    بالاخره مینی فهمید یا نه؟؟؟البته بچم زرنگه …
    ممنون
    نخسته
    منتظر قسمت بعدیم…
    مراقب خودت باش
    بااای

  3. سلاااام
    ایول مینی بیداره داره میشنوه چ خبره!
    ولی حالا واکنشش چ میتونه باشه؟؟؟؟؟؟
    خر بازی در نیاره حالا!!!
    خسته نباشی اوپا جان:*

  4. اوووووففففففف
    یعنی مینی شانس اوررررد …
    واااییی اونجا که مینی به هوش اومد و داشت میگفت شیوون تو کیوهیون ذهن منی اصن نابود شدم…
    چینگویا یعنیاااااا فیکت از نظر توصیف کرد صحنه های احساسی یا فضایی که داستان داره توش اتفاق میوفته حرف نداره
    منتظر ادامه ی داستانت هستم لاو یا

  5. ایوللللللل تهش جالب بود جا خوردم مینی بیدار بود شنید
    خا بهتر همه چیو بفهمه کیومین بهم برسن تموم شه بره خیالمون راحت شه والا
    ممنون بیبی نخسته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *